تبلیغات
مطالب اینترنتی - صدآفرین بر آفرینندگان
 
مطالب اینترنتی
شنبه 6 مرداد 1397 :: نویسنده : نویسنده


در نكوداشت چهره‌های تأثیرگذار هنر و ادبیات كودك‌ونوجوان


صدآفرین بر آفرینندگان


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – والدین نوجوانان امروز، معمولاً برای تشویق فرزندانشان کلی دردسر دارند؛ چون بچه‌های صاحب گوشی تلفن‌همراه و ایکس‌باکس و دیگر وسایل پرزرق و برق، دیگر با هر جایزه‌ای به این راحتی‌ها راضی نمی‌شوند.

اما روزگار پدر و مادرهای آن‌ها، كاملاً متفاوت بود. آن روزها، عشق شاگرد اول یك كلاس، آن بود كه از دست معلمش، یك كارت صد‌آفرین بگیرد و آن را روی قلبش بگذارد، آن‌ را قاب كند و در بهترین جای خانه بگذارد.

وقتی كارت «جشن آفرین» به دستم رسید، خاطره‌ی آن روزها برایم زنده شد؛ جشنی كه قرار بود عصر چهارشنبه، بیستم تیر 1397، برای تجلیل از هنرمندان و نویسندگان حوزه‌ی كودك و نوجوان برگزار شود.

این جشن در فضای معطر به كتاب «باغ كتاب تهران» و در سالن پردیس سینمایی برگزار شد و علاوه بر 9 مهمان این مراسم، كودكان و نوجوانان به همراه بزرگ‌ترهایشان هم حضور داشتند.

«خانه‌ی فرهنگ و هنر آفرین»، مؤسسه‌ای است كه این جشن را برگزار كرد. این مجموعه به تازگی تأسیس شده و هدفش، تقدیر از هنرمندانی است كه برای بچه‌های این سرزمین، شعر، داستان، موسیقی، فیلم و نمایش آفریده‌اند.

در این جشن، تندیس طلایی صدآفرین، به 9 نفر از هنرمندان دیروز، امروز و فردای حوزه‌ی كودك و نوجوان تقدیم شد. این مراسم با پخش فیلم «خاله‌قورباغه»، به كارگردانی افشین هاشمی و تهیه‌كنندگی فرشته طائرپور، به پایان رسید.

هفته‌نامه‌ی دوچرخه هم در این مطلب، در 9 روایت، به قلم همكاران جوانی كه هنوز چندان از نوجوانی فاصله نگرفته‌اند، به فعالیت‌های این 9 چهره‌‌ی تأثیرگذار می‌پردازد تا شما هم بیش‌تر با آن‌ها آشنا شوید.

دوچرخه شماره ۹۳۳

  • گام‌هایی آرام؛ اما محكم!

فاطمه ترجمان:

هنوز، طعم شیرین بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های دوره‌ی كودكی و نوجوانی‌ام را از یاد نبرده‌ام؛ اما برخی از آن‌ها، جایگاه ویژه‌ای در ذهنم دارند؛ مثل سریال‌های «خانه‌ی ما»، «آرایشگاه زیبا»، «قصه‌های تا‌به‌تا» و…

حتی شیرینی صدای آقاحنایی، خروس دوست‌‌داشتنی سریال «خونه‌ی مادربزرگه» را هم فراموش نمی‌كنم و حالا كه در جشن تقدیر از هنرمندان حوزه‌ی كودك و نوجوان هستم، به این نتیجه رسیده‌ام كه وجه مشترك بسیاری از این آثار تلویزیونی و نمایشی دل‌نشین، «رضا بابك» بوده است.

او هنرمندی است که هم کودک، و هم کار برای کودک را جدی می‌گیرد و اعتقاد دارد كه بچه‌ها، درك بالایی از دنیای اطرافشان دارند و كار خوب را از بد تشخیص می‌دهند. شاید به همین دلیل است كه هر وقت برای بچه‌ها جلوی دوربین می‌رود، از تمام وجودش مایه می‌گذارد و نقش‌های ماندگاری را برایشان خلق می‌كند.

او اولین گروه تئاتر كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان را تأسیس كرد و در آن به اجرای نمایش پرداخت. بابك علاوه بر بازیگری، دستی هم در نوشتن دارد و گاهی كارگردانی هم می‌كند. حالا او هم به‌عنوان هنرمند دیروز، امروز و فردا به جشن «خانه‌ی فرهنگ و هنر آفرین» آمده است؛ با گام‌هایی آرام،اما محکم!

وقتی روی جایگاه رفت گفت: «ما پیشکسوت شدیم؛ اما از‌ کار افتاده نشدیم» و حاضران با صدای تشویقشان، جمله‌های او را تأیید كردند.

دوچرخه شماره ۹۳۳

عكس‌ها: پگاه فولادی

  • وقتی روستا برایم دست تكان می‌دهد!

فرناز میر‌حسینی:

فضای روستا، هوای خنک و درختان سرسبزش در آثار خیلی از نویسنده‌ها دیده می‌شود، درست مانند داستان‌های محمود برآبادی که فضای بعضی از داستان‌هایش مثل« پروانه‌های سپید» یا « راز باغ متروک» در روستا می‌گذرند. برآبادی که در سبزوار به دنیا آمده، فضای روستا را تجربه کرده و بعدها روستا نقش مهمی در داستان‌هایش داشته‌اند.

او از نوجوانی فعالیت در مجله‌هایی مثل پیک سبزوار و اطلاعات دختران و پسران را آغازکرد. در جوانی موقع تحصیل در دانشگاه، در یک چاپ‌خانه هم کار می‌کرد. او ارتباط با نویسندگان و شاعران را در آن سال‌ها، از تجربه‌های جالب زندگی خود می‌داند، نویسندگان و شاعرانی كه برای بررسی آثارشان، به محل چاپ‌خانه‌ی آن‌ها رفت‌و‌آمد می‌كردند. در این تجربه او می‌توانست آن‌ها را ببیند و کتاب‌هایشان را قبل از چاپ بخواند.

برآبادی بیش از 60 عنوان کتاب نوشته است. بخشی از آثار او، نوشتن زندگی‌نامه‌ی بزرگان ایرانی در عصرهای گذشته بوده؛ مانند کتاب‌های جامی، ابن سینا و … که انتشارات مدرسه آن‌ها را چاپ کرده است.

او هم‌اكنون عضو هئیت مدیره‌ی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و از داوران فهرست لاك‌پشت پرنده است و هم‌چنان برای بچه‌های سرزمینش می‌نویسد و می‌نویسد.

دوچرخه شماره ۹۳۳

  • مردی که همیشه پدر است

غزل محمدی:

بعضی‌ها همین طوری پدرند؛ منظورم این است که حتی اگر ندانی فرزندی دارند یا نه، رفتار‌های پدرانه دارند. پدر از غصه‌ی بچه‌هایش، غمگین می‌شود و هر کاری بتواند می‌کند تا مشکلات و ناراحتی‌هایی را که مثل پشه دور و بر بچه‌هایش می‌پلکند، دور کند.

مردی مهربان و مسئول که با تجربه‌های فراوان، همیشه در پی شناخت نسل جوان و نیاز‌هایشان بوده است. «فریدون عموزاده‌خلیلی» پدر است. پدر بودنش را در داستان‌هایش می‌توان دید. همیشه در كتاب‌ها، مجله‌ها و هفته‌نامه‌هایی كه نوشته یا سردبیری‌اش را به عهده داشته، دنبال طرح موضوع‌هایی بوده که دردی از درد‌های بچه‌ها را مطرح كند و راه درمانش را هم نشانمان دهد.

او همیشه دغدغه‌ی نوجوان‌ها و جوان‌ها را داشته و این‌ را از فعالیت‌های زندگی‌اش می‌توان فهمید. همیشه خواسته صدای جوان‌ها را به گوش همه برساند و بگوید آی مردم؛ گوش کنید كه این‌ها هم حرفی برای گفتن دارند.

برای فهمیدن این تپش قلب برای نوجوانان، همین بس که همراه با قیصر امین‌پور و بیوک ملکی، مجله‌ی «سروش نوجوان» را راه انداخت. اما آرام ننشست و اولین روزنامه‌ی مستقل نوجوانان ایران، یعنی «آفتابگردان» را تأسیس کرد. یعنی او اولین کسی بود كه به همه گفت: این نوجوان‌ها هم روزنامه می‌خواهند؛ روزنامه‌ای برای خود خودشان.

بعد هم كه «هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌»‌ی خودمان را تأسیس كرد. اما باز هم آرام و قرار نداشت؛ تا این‌که در سال 1381، هفته‌نامه‌ی «چلچراغ» را تأسیس کرد؛ مجله‌ای که از دهه‌ی شصتی‌ها گرفته تا دهه‌ی هفتادی‌ها و هشتادی‌ها، همه با آن خاطره دارند.

عموزاده‌خلیلی، کتاب‌های زیادی هم برای بچه‌ها نوشته: «فریاد کوهستان» (نشر حوزه و اندیشه)، «آن سوی صنوبرها» (انتشارات سروش)، « زردِ مشکی» (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) و… داستان‌هایی که پشت هر کدامشان فکری بزرگ هست با روایتی شیرین.

اما یكی از كاربردی‌ترین آثار او، «كتاب كوچك برای داستان‌نویسی» (كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان) است؛ كتابی كه برای نویسنده‌های تازه‌كار، مثل نقشه‌ی گنج عمل می‌كند.

راستی، در سال‌های اخیر، او كارگاه‌های داستان‌نویسی پر و پیمانی هم برگزار كرده و تجربه‌هایش را در اختیار علاقه‌مندان به رمان كودك و نوجوان قرار داده است.

پیشنهاد می‌کنم کتاب‌های این نویسنده‌ی پرتلاش و خستگی‌ناپذیر را بخوانید؛ نویسنده‌ای که پدر نوجوان‌های دیروز و امروز و فرداست.

دوچرخه شماره ۹۳۳

عكس: فرزاد جمشید‌دانایی/ سایت سینما خانه

  • مصطفی کتابدوست

الهه صابر:

«مصطفی رحماندوست» که به تازگی 68‌ساله شده، معتقد است که پیش‌کسوت‌شدن، به معنی ازکارافتادگی نیست. برای همین هنوز هم باانگیزه برای بچه‌ها می‌نویسد. مثلاً همین تازگی‌ها، کتاب تازه‌ی او با نام «شاخه‌ها در باد، ریشه‌ها در خاک» (انتشارات نیستان)، منتشر شد.

البته مخاطبان آثار رحماندوست، فقط فارسی‌زبان هم نیستند. مثلاً به‌تازگی، انتشارات كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، کتاب «زال و سیمرغ» او را با ترجمه‌ی سیامك مظلومی، به زبان انگلیسی برگردانده است.

با تلاش‌ این شاعر همدانی و دیگر همكاران او، از سال 89، در كنار كتاب‌خانه‌ی ملی، كتاب‌خانه‌ی ملی كودكان و نوجوانان هم تأسیس شد تا پژوهشگران و نویسندگان بتوانند از كتاب‌های این گروه سنی استفاده كنند.

كار به همین‌جا ختم نشد؛ رحماندوست مدت‌ها بود كه می‌خواست برای بچه‌هایی كه به‌راحتی به كتاب‌های گروه سنی خودشان دسترسی ندارند، كتاب‌خانه‌ای مجازی راه‌اندازی كند؛ و حالا به همت او و همكارانش، بچه‌ها می‌توانند بدون این‌كه به كتاب‌خانه‌ی ملی بیایند، آنلاین، كتاب‌های كتاب‌خانه‌ی ملی كودكان و نوجوانان را در سایت www.icnl.nlai.ir بخوانند و لذت ببرند.

نام این چهره‌ی تأثیرگذار در حوزه‌ی تألیف و تدریس ادبیات کودک و نوجوان، با بخش بزرگی از خاطرات چهار نسل از فرزندان این سرزمین پیوند خورده‌است.

این روزها هم رحماندوست خیلی پركار است، اما یكی از كارهای خوب او، شركت در نشست‌های هفتگی شاعران كودك و نوجوان است؛ نشست‌هایی كه در خانه‌ی شاعران ایران برپا می‌شود و او در آن‌جا، تجربه‌های خود را دراختیار شاعران جوان قرار می‌دهد.

دوچرخه شماره ۹۳۳

عكس: آرشیو دوچرخه

  • بابا‌بزرگ سبیل‌موکتی در جام باشگاه‌های کتاب‌خوانی

فرناز میر‌حسینی:

نمی‌دانم آن‌موقع که در کتاب «بابابزرگ سبیل‌موکتی»، توت‌فرنگی روی سبیل عجیب و غریب پدربزرگش بالا و پایین می‌پرد، ایده‌ی تأسیس «جام باشگاه‌های کتاب‌خوانی» به ذهنش رسید یا زمانی كه مشغول نوشتن كتاب «امشب بزغاله‌ها خوابشان نمی‌آید» بود؛ اما این را می‌دانم كه دغدغه‌اش این است كه همه‌ی بچه‌های ایران، حتی آن‌هایی كه دسترسی كم‌تری به كتاب دارند، در دنیای كتاب‌های كودك و نوجوان، قدم بزنند و لذت ببرند.

او آرزو دارد بچه‌ها در «عروسی بیژن و منیژه» حضور داشته باشند و سری به «کاخی که فرو ریخت» بزنند تا از احوالات «شاهزاده بی تاج و تخت زیر زمین» باخبر شوند!

جام باشگاه‌های کتاب‌خوانی، یکی از طرح‌های موفقی است که او و همكارانش در دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی فرهنگی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشغول اجرایش هستند.

در این طرح، بچه‌ها در شهرها و روستاها، گروه‌هایی حداقل 12 نفره تشکیل می‌دهند و کتاب‌های گروه سنی خودشان را با تخفیف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهیه می‌كنند و می‌خوانند. سپس با کمک یک مربی یا تسهیل‌گر آموزش‌دیده، كتاب‌ها را نقد می‌کنند و درباره‌ی ضعف‌ها و قوت‌های آن‌ها با هم گفت‌و‌گو می‌كنند.

سیدآبادی چند سالی است كه سردبیری پژوهش‌نامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان را هم برعهده دارد و علاوه بر نوشتن داستان برای بچه‌ها، کارهای پژوهشی فراوانی هم در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان انجام داده است؛ مثل كتاب «مقدمه‌ای بر مخاطب‌شناسی کتاب کودک» (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان).

دوچرخه شماره ۹۳۳

  • صندوقچه‌ای پر از رنگ و خیال

فاطمه ترجمان:

تصویرگر‌ها، دوستان بی‌ادعای نویسنده‌ها هستند؛ دوستانی که نگاه‌کردن به نقاشی‌هایشان، این امكان را به مخاطب می‌دهد كه وقتی در میان كلمه‌ها قدم می‌زنند، لذت بیش‌تری ببرند و به درك عمیق‌تری از مفاهیم كتاب برسند.

صادق صندوقی هم از آن دسته از تصویرگرانی است که از سال‌ها پیش، نامش در شناسنامه‌ی کتاب‌ها و آثارش در حافظه‌ی تصویری ما ثبت ‌شده‌است.

حتی، بدون این‌که نامش را بدانیم یا او را بشناسیم، بارها محو تماشای نقاشی‌های پر از رنگ و خیال او شده‌ایم؛ تصویرگری‌هایی كه در کتاب‌های درسی یا روی جلد رمان‌های کلاسیک نوجوان خودنمایی كرده اند. بیش‌تر كتاب‌های ترجمه‌شده از ژول‌ورن، داستان‌های گالیور، هاكلبری‌فین و… از جمله آثار او هستند.

خودش می‌گوید برای كشیدن صورت آدم‌ها، از چهره‌ی كسانی كه می‌شناخته، الهام گرفته است؛ مثلاً چهره‌ی آلیس، در سرزمین عجایب، تصویر دخترش است و ‌هاكلبری‌فین، صورت یكی از اقوامش…

اما برای كودكان دیروز، جذاب‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین اثر او، كارت‌های آفرین و صد‌آفرینی بود كه هربار به‌خاطر نمره‌ی خوب از معلم‌ها می‌گرفتند؛ كارت‌های پرنقش و جذابی كه پر از گل و مرغ بود و با دیدن آن‌ها، ذوق می‌كردند و توانایی‌هایشان گل می‌كرد و می‌شكفت.

صادق صندوقی، سهم مهمی در موفقیت‌های شیرین دوران کودکی‌ چند نسل از كودكان كشور داشته‌است؛ پس ما هم به خالق كارت‌های آفرین، صدآفرین جانانه‌ای می‌گوییم و به او درود می‌فرستیم.

دوچرخه شماره ۹۳۳

  • جامعه‌ی نو نوار با بچه‌ها!

ماجده آزاد:

روز جشن، او با لبخند روی صحنه رفت. مجری، رو به حاضران كرد و گفت كه «فرشته طائرپور»، بیش‌تر در پشت صحنه‌ی اتفاق‌های خوب برای بچه‌های ایران‌زمین حضور داشته و دارد؛ و فیلم‌های ماندگاری چون «گلنار-1367»، «پاتال و آرزوهای كوچك-1368» و «مدرسه‌ی پیرمردها-1370» را به یادمان آورد كه تهیه‌كنندگی آن‌ها را به‌عهده داشته است.

طائرپور گفت كه هر جامعه‌ای، با کودکانش نو می‌شود و خوشحال بود و به خودش افتخار می‌كرد كه برای شادی فرزندان سرزمینش كار كرده است.

او علاوه بر تهیه‌كنندگی، مدیر تولید، مجری طرح و فیلم‌نامه‌نویس هم بوده و بیش‌تر آثارش در حوزه‌ی كودكان و نوجوانان است.

هم‌چنین او نخستین سینماگر ایرانی است كه در پنجاه سال گذشته توانسته، عضو هیئت‌رییسه‌ی سازمان بین‌المللی فیلم‌سازان كودك، وابسته به یونسكو، باشد.

او مدیرعامل خانه‌ی ادبیات و هنر كودكان و نوجوانان نیز هست؛ جایی كه آثار فراوانی را در حوزه‌ی كودك و نوجوان تولید كرده است.

با این همه فعالیت به‌یاد ماندنی و تأثیرگذار برای كودكان‌و نوجوانان، جا دارد كه خانه‌ی فرهنگ و هنر آفرین هم از او به‌عنوان یكی از هنرمندان دیروز، امروز و فردای بچه‌ها، تقدیر كند.

دوچرخه شماره ۹۳۳

  • هنرمندی همه‌فن‌حریف!

نیلوفر شهسواریان:

درباره‌ی مردی حرف می‌زنم كه روزگاری معلم مدرسه بوده، كلی كتاب نوشته و ترجمه كرده، خالق فیلم‌نامه و نمایش‌نامه‌های زیادی است، دستی هم در طراحی صحنه و نور داشته و خلاصه به‌تمام ‌معنا هنرمندی همه‌فن‌حریف است.

البته خودش، به نمایش‌های عروسكی‌اش می‌نازد؛ كارهایی مثل اپرای عروسكی خیام، سعدی، لیلی‌و‌مجنون و… اما در میان بیش از 30 اثر نمایشی كه از سال 1346 تا‌به‌حال به روی صحنه برده، آثار زیادی هم برای مخاطب كودك و نوجوان خلق كرده.

در میان آثار ترجمه‌ی او هم كتاب‌هایی مثل بینوایان، کلبه‌ی عمو‌تم، … و به‌تازگی، پینوکیو برای مخاطب نوجوان مناسب است.

شاید گذرتان به خانه‌ی هنرمندان و فرهنگ‌سرای بهمن در تهران هم خورده باشد؛ بد نیست بدانید غریب‌پور، از بنیان‌گذاران این دو مكان فرهنگی مهم و نخستین مدیر آن‌ها بوده است.

دیگر چه؟ استاد دانشگاه، رئیس مرکز آموزش تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (از سال 1360 تا 1369) و … او هم از هنرمندانی است كه در جشن، تندیس صدآفرین گرفت.

غریب‌پور در روز جشن، چند جمله هم در شأن و مقام هنرمندان گروه سنی كودك و نوجوان، برای حاضران سخن گفت، از جمله این‌كه «متأسفانه در حال حاضر اگر در دنیای روشن‌فکری امروز، کسی قلمی بزند یا در حوزه فلسفه بنویسد یا تاریخ، فکر می‌کنند شأن آن نویسنده، بالاتر از نویسنده‌ای است که برای کودکان قلم می‌زند و این مایه‌ی تأسف است…»

دوچرخه شماره ۹۳۳

  • رنگین کمانی از خاطره

ماجده آزاد:

علاوه بر بچه‌ها، هنوز هم پدران و مادرانی پیدا می‌شوند که پس از 43 سال، تا نام برنامه‌ی رادیویی «سلام کوچولو» به گوششان می‌خورد، دلشان غنج می‌رود و كیف می‌كنند.

روز جشن صدآفرین، در كلیپ معرفی‌اش، خاطره‌ی بامزه‌ای تعریف كرد. گفت مرحوم حسن حبیبی (معاون وقت رییس‌جمهور) در نمایشگاهی حضور داشته كه رادیو هم در آن‌جا غرفه‌ای برپا كرده بود. تا صدای آشنای عذرا وكیلی از بلندگوی نمایشگاه پخش می‌شود، حبیبی و خیلی از حاضران در آن نمایشگاه، به غرفه‌ی رادیو می‌آیند تا صاحب این صدای آشنا را ببینند. دكتر حبیبی هم جلوی غرفه می‌ایستد و می‌گوید: «مرا یاد دوران كودكی‌هایم انداختید…»

وكیلی می‌خندید و می‌گفت كه سن و سال آقای حبیبی از من بیش تر بود، اما انگار همه با صدای من خاطره دارند.

او که علاوه بر گویندگی، تهیه کنندگی برنامه‌های رادیویی زیادی را در شناسنامه‌ی كاری‌اش دارد، از عشق و علاقه‌ی فراوانش به رادیو و بچه‌ها می‌گوید.

وكیلی از اولین چهره‌هایی بود كه برای مخاطبان رادیو، نمایش رادیویی اجرا كرد. از دیگر افتخاراتش هم این است كه در حین اجرای بسیاری از برنامه‌های رادیویی‌ برای بچه‌ها، از خردسالان هم استفاده می‌كرد و همین باعث می‌شد برنامه‌های او، شنیدنی‌تر و زنده‌تر باشد.

خانه ی فرهنگ و هنر آفرین، از بانویی تجلیل کرد که روزها و سال‌های چندین نسل را با صدایش، رنگی ساخته و صدایش، از یاد‌ها نمی‌رود…

دوچرخه شماره ۹۳۳



لینک منبع

مطلب صدآفرین بر آفرینندگان در سایت مفیدستان.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :